8 مرداد؛ بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی
۸ مرداد هر سال برابر با ۲۹ ژوئیه روز بزرگداشت شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) است. شهابالدین سهروردی بنیانگذار مکتب اشراق، مهمترین فیلسوف بین فلسفه مشائی متقدم ابنسینا و فلسفه مشائی متاخر ابنرشد و کسی است که رابط بین این دو دوره طلایی تفکر فلسفی اسلامی محسوب میشود.
روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی به تایید مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، ۸ مرداد است که در این روز همایشها، بزرگداشتها و یادبودهایی برای ایشان برگزار میشود.
-ادامه مطلب-
شهابالدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری/۱۱۵۵ میلادی در دهکده سهرورد از توابع شهرستان خدابنده واقع در استان زنجان ایران متولد شد. سهروردی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت ذکا، وحدت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت. سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارشها معروف است که یکی از همدرسان وی، فخرالدین رازی، که از بزرگترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخهای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.
شهابالدین سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف گشت و دورههای درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. سهروردی همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید،
او شخصیتی است که شالوده ظهور مکتب اصفهان را پایهریزی کرد که میرداماد و ملاصدرا، دو فیلسوف مشهور این مکتب، تحت تاثیرش بودهاند. فخرالدین ماردینی از محققان معاصر او مینویسد: «نمیدانید که این جوان به چه آتشی میسوزد و با چه شعلهای میدرخشد. در عمر خود کسی را که مانند آن باشد ندیدهام. اما از افراط شور او و از بیاحتیاطی او در حفظ زبان خود، نسبت به او بیمناکم. از آن میترسم که این افراط و بیاحتیاطی به بهای جانش تمام شود.»
سهروردی از آناتولی به شامات رفت، مناظر زیبای شام وی را مسحور خود کرد. در یکی از سفرهای خود از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر شاه، پسر صلاحالدین ایوبی ملاقات کرد. ملک ظاهر شاه مجذوب حکیم جوان، سهروردی شد و از وی خواست در دربار وی در حلب ماندگار شود.
سهروردی که مسحور و مجذوب مناظر آن دیار شده بود، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر شاه را پذیرفت و در حلب ماند. اما دیری نگذشت که کار بحث و مناظره وی با علمای قشری و مجریان شریعت و قضات بالا گرفت. در جامعه و فرهنگی که نهانزیستی و مهر کردن دهان و دوختن لب، شیوه تداوم و بقای زندگی است؛ بدیهی است آنکه اسرار هویدا کند، بر سر دار خواهد رفت. سر سبز سهروردی را نه فقط زبان سرخ، بل عقل سرخ وی بر باد داد. سهروردی سودای حکیم- فرمانروا را در سر میپروراند. سهروردی سودای برانداختن نظام درم و دینار را در سر میپروراند
اما سخن گفتنهای بی پرده و بی احتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن میشد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.
چنین بود که سهروردی را به جرم الحاد و کفر، مهدورالدم اعلام کردند و به دستور صلاحالدین ایوبی و بهرغم مخالفتهای ملک ظاهرشاه، سرانجام در ۳۰ جولای ۱۱۹۱ میلادی، وی را در سن ۳۸ سالگی در زندان حلب به قتل رساندند.
برخی از آثار شیخ شهابالدین سهروردی
۱- المشارع و المطارحات، در منطق، طبیعیات، الهیات.
۲- التلویحات.
۳- حکمةالاشراق، در دو بخش. بخش نخست، در سه مقاله در منطق، بخش دوم در الهیات در پنج مقاله. (این کتاب مهمترین تألیف سهروردی میباشد و مذهب و مسلک فلسفی او را بخوبی روشن مینماید).
۴- اللمحات، کتاب مختصر و کوچکی در سه فن از حکمت، یعنی: طبیعیات، الهیات و منطق.
۵- الالواح المعادیه، در دانشهای حکمت و اصطلاحات فلسفه.
۶- الهیاکل النوریه، یا هیاکل النور. این کتاب مشتمل بر آراء و نظریههای فلسفی میباشد، بر مسلک و ذوق اشراقی. سهروردی نخست آن را به زبان عربی نگاشته و سپس خود آن را به پارسی ترجمه کردهاست.
۷- المقاومات، رساله مختصری است که سهروردی خود آن را به منزله ذیل یا ملحقات التلویحات قرار دادهاست.
و ....
سخنان سهروردی
در اینجا برخی سخنان شیخ اشراق را میتوانید ببینید:
- مشکلات کوچک را از راه بردار پیش از آنکه مشکلات بزرگتر تو را دربرگیرند، و با قلبی بیدار و هوشیار رفتار کن و در جایگاه بزرگی قرار بگیر که تو پرتوی از نور میباشی.
- ای انسان وجودت را به بهترین وجه تربیت کن، و آن را از پلیدیها پاک گردان که ارزش کارها به ظاهرشان است.
- از فکر پلید غافل نباش چون مانند سمی که خالص شده است با وجود میزان اندکش کشنده است و تو نباید بگذاری که نیروی پلیدی تو را ضعیف کند.

